محمد صالح جونمحمد صالح جون، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره
کوثر جونکوثر جون، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

محمدصالح جون

واکسن 18 ماهگی .....

1392/12/3 11:52
نویسنده : مامانی
172 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به گلپسر لبخند

پنجشنبه  صبح بردمت بهداشت برای کنترل و واکسن 18ماهگی .....ناراحت

خوشبختانه بابایی اونروز مرخصی داشت و با هم رفتیم تا آخرین واکسنتو بزنیم

وقتی بابایی رو تخت درازت کرد،شروع کردی به گریه کردنگریه

آقای مهربونچشمک به گریه شما کاری نداشت و کار خودشو کرد و واکسنتو زدگریهگریهکلافه

شما هم شروع کردی به جیغغغغغغغغغغغغغغ

تا بابایی اومد بلندت کنه ،آقا گفت:کجا یکی دیگم دارهگریه

دومی رو هم زد و با گریه ات بهداشتو گذاشتی  روسرت......

بگذریم سرتو درد نیارم.....

ظهر که اومدیم خونمون رد واکسنت درد میکرد شما فقط جیییییییغ میزدی(بمیرم برات)تا اینکه خوابیدی

بعدازظهر که از خواب بیدار شدی ،چشمت روز بد نبینه.....

دوباره دردت گرفت و گریه و ....

اصلا نمیتونستی راه بری ،فقط گریه،تازه نمیزاشتی بغلت کنم

فقط دوچرخه تو دوست داشتی،بشینی روش منم هلت بدم

نصفه شب با اینکه قطره تب بر داده بودم،با تب زیاد از خواب بیدار شدی و گریه

دوباره یه تب بر دیگه بهت دادم تا اینکه ساعت 4 خوابیدی

صبح که از خواب بیدار شدی،همونطوری بودی ولی شیطنتت نمیذاشت که بیتفاوت باشی

خدا روشکر امروز بعداز دو روز دوباره غذاتو خوردی و خوبه خوب شدی

تو این دوروز خیلی لاغر شدی،بمیرم برات،دیگه این واکسنا فعلا تا 6 سالگی تموم شد،راحت شدیم ازشون

niniweblog.com

این پست نوشتم تا بعدا که بزرگ شدی بدونی چقدر برات سختی کشیدیم،همش فدای یه لبخندت



پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

عمه افسانه
3 اسفند 92 15:24
آخی عمه فدات نبینم بی حالی تو عمه جوووووووووووووووووووونم